ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )

894

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )

فصل ششم در علم حديث دانشهاى حديث بسيار و گوناگون است . از آن جمله مباحثى است كه در ناسخ و منسوخ حديث گفتگو مىكند ، و اين بدان سبب است كه در شريعت ما مقرر گرديده است كه نسخ جايز است و وقوع آن لطفى از خدا نسبت به بندگان و تخفيفى به ايشان باعتبار مصالح آنان است كه بدان بر عهدهء ايشان گذارده است خداى تعالى مىفرمايد : هر آيه‌اى را منسوخ كنيم بهتر از آن يا مانندش را بياوريم [ 1 ] [ و شناختن ناسخ و منسوخ هر چند عموما مربوط به قرآن و حديث است ، ولى آنچه در اين باره در قرآن هست در تفسيرهاى آن مندرج شده است و قسمتى كه اختصاص بحديث دارد در ميان دانشهاى آن فصل خاصى بشمار ميرود ] . [ 2 ] از اين رو هر گاه دو خبر بطريق نفى و اثبات تعارض پيدا كنند و جمع ميان آنها با بعضى تأويلها دشوار گردد و معلوم شود كه كدام يك از آنها مقدّم است آن وقت تعيين مىشود كه خبر متأخر ناسخ است : و شناختن ناسخ و منسوخ از مهمترين و دشوارترين دانشهاى حديث بشمار ميرود . زهرى گويد « فقيهان از باز شناختن ناسخ حديث پيامبر ، ص ، از منسوخ آن عاجز و ناتوانند » ، ولى شافعى ، رض ، در اين دانش تبحر كاملى داشت [ 3 ] . « و از جملهء دانشهاى حديث انديشيدن در اسانيد و شناختن احاديثى است كه عمل كردن به آنها واجب است و چنين حديثهائى بر حسب سندى روايت مىشوند كه شروط آن كامل باشد ، زيرا عمل به اخبار پيامبر ، ص ، هنگامى واجب

--> [ 1 - ) ] ما نَنْسَخْ من آيَةٍ أَوْ نُنْسِها نَأْتِ بِخَيْرٍ مِنْها أَوْ مِثْلِها 2 : 106 . سورهء بقره آيهء 100 [ 2 - ) ] در چاپهاى مصر و بيروت « وينى » نيست . [ 3 - ) ] از اينجا تا آخر ، كاترمر مطالب را در حاشيه آورده است ، زيرا عبارات با قسمت ديگرى كه به همين مضمون در چاپهاى مصر و بيروت هست اختلاف فاحشى دارد .